دایره زنگی

  • aragorn
  • 2013-08-18 13:46:53

بدنه ی اصلی سینمای ایران در چند سال گذشته به دلایل فرامتنی به سمت و سوی ساخت فیلم هایی سرخوشانه و البته سبک و بی ارزش روی آورده است. در این میان سینمای اجتماعی دیگر آن شان و جایگاه اصلی خود را ندارد. این ژانر سینمایی، پس از دوم خرداد و آزاد شدن دست و بال فیلمسازان برای سرک کشیدن در موضوع های ملتهب اجتماعی، محبوب ترین جریان سینمای ایران شد که متاسفانه به دلیل افراط تهیه کنندگان در استفاده از مولفه های جوان پسند و گیشه ساز و برخی سیاست های نادرست مسوولین وقت، این جریان امیدوارکننده به بیراهه رفت.

اصغر فرهادی یکی از معدود فیلمسازان یک دهه ی اخیر سینمای ایران است که نگاه تیزبین اش به معضل ها و ناهنجاری های اجتماعی از او کارگردانی شناخته شده و کاربلد ساخته که بسیاری از علاقه مندان و پیگیران سینمای ایران مشتاق دیدن کارهای او هستند.

دایره زنگی، با فیلمنامه ای از اصغر فرهادی، توسط همسر او، پریسا بخت آور، به عنوان اولین تجربه ی کارگردانی اش، مقابل دوربین رفت و خود را به جشنواره فجر رساند. فیلم در جشنواره حرف و جنجال های بسیاری به دنبال داشت و تنها در یک سانس در یکی از سینماهای مردمی به نمایش درآمد و سپس اکران آن متوقف شد. اما بلافاصله پس از اتمام جشنواره و با جرح و تعدیل هایی (گویا نزدیک به بیست دقیقه از فیلم کوتاه شده است)، این فیلم توانست پروانه ی نمایش دریافت کند.

دایره زنگی یک فیلم اجتماعی است که حرف های خود را در قالب انتخاب آدم های مختلفی از تیپ های گوناگون و با بهره گیری از چاشنی طنز می زند و از این مسیر، هم می خواهد یک فیلم سالم و آبرومند باشد و هم این که در جذب رضایت مخاطبان عام موفق عمل کند. داستان فیلم در یک روز و بیشتر در یک مجتمع مسکونی می گذرد. جدا از چند فصل کوتاه و مقدمه ای فیلم که در شب قبل می گذرد، با ورود محمد (صابر ابر) و شیرین (باران کوثری) به این آپارتمان برای نصب دیش های ماهواره (یا به قول یکی از ساکنین مجتمع، دایره زنگی) و آشنایی و برخوردهای آن ها با اهالی ساختمان است که موتور داستان به راه می افتد. اصغر فرهادی نشان داده که فیلمنامه نویس دقیقی است. او از اندک فیلمسازان و نویسندگانی است که موقعیت های دقیق را خوب در کنار هم می چیند و حواسش به رعایت روابط علت و معلولی میان اتفاق ها است. اعلام وضعیت جوی نامساعد هوا در تلویزیون در ابتدای فیلم که هم زمان با سرقت اتومبیل کارمند اداره ترابری است، زمینه ای برای آن باد و بوران اول داستان و افتادن لباس های روی بند خانم آقای عبدالله زاده (گوهر خیراندیش) بر دیش های ماهواره است که جنجال ها و ماجراهای میان اهالی ساختمان و همراه شدن بیننده با شخصیت های متعدد داستان را به دنبال دارد. 

دایره زنگی آدم هایی را به ما نشان می دهد که میان سنت و مدرنیته گرفتار شده اند. این شخصیت ها آن قدر زیاد هستند که پرداختن به همه ی آن ها از حوصله این مطلب خارج است. کاراکترهای فیلم بیشتر تیپ هستند تا شخصیت؛ اما به کمک پرداخت نه چندان بد فرهادی از رابطه میان آن ها و هم چنین توانایی او در خلق موقعیت های کمیک و نمایشی جذاب و نیز فضاسازی موفق بخت آور، همه دست به دست هم داده اند تا فیلم برای بیننده خسته کننده نباشد. با این حال دایره زنگی در جاهایی از آن طرف پشت بام افتاده است! بر خلاف بسیاری از فیلم های سینمای ایران، ریتم و ضرباهنگ اثر تند است و همین موضوع و شلوغی فضا سبب شده تا دایره زنگی در لحظه هايي از دست کارگردان و فیلمنامه نویس اش خارج شود و با وجود دقت فرهادی در پرداخت جزییات، منطق خود را از دست بدهد. مثلا موضوع سفر خانواده های رزاقی (مهران مدیری) و سرخی (محمدرضا شریفی نیا) خیلی زود فراموش می شود و این شخصیت ها بی جهت درگیر حادثه های فرعی می شوند و هر از چند گاهی به هم تذکر می دهند که باید به مسافرت بروند و دیر شده است!

با همه ی این توصیف ها باز هم فیلم در نگاه اول بیشتر جاذبه ایجاد می کند تا دافعه؛ شاید این امر به لحن صمیمی فیلم و حضور آدم های قابل باوری بازگردد که بخت آور به خوبی آن ها را به تصویر کشیده است؛ آدم هایی که دعواها، شوخی ها و نوع گفتارشان برای ما بسیار آشنا و ملموس است و بی شک این امر به شناخت درست فیلمنامه نویس و کارگردان از این تیپ افراد بر می گردد. ولی ای کاش این نگاه اجتماعی و به روز از آدم های کلان شهر تهران تا به آخر حفظ می شد و شاهد چرخش ناگهانی و بدون مقدمه ی داستان در انتها نبودیم.

با اندکی اغماض، فیلم می توانست با همان فرار موفقیت آمیز شیرین از دست تمام آدم های دور و برش تمام شود که قطعا همراه با خود هشداری تلخ و گزنده برای بیننده داشت، ولی متاسفانه به دلیل ترس از ممیزی، پای دوربین های کنترل پلیس به داستان باز شده و بیننده شیرفهم می شود که شیرین خیلی زود دستگیر خواهد شد.

پریسا بخت آور در مجموعه های تلویزیونی اش (پشت کنکوری ها و من یک مستاجرم) نیز بارقه هایی از نگاه اجتماعی آمیخته به طنزش را به رخ بینندگان کشیده بود. حال او در اولین ساخته اش اگر نگوییم قدمی محکم برداشته، لااقل توانسته برای خود، به عنوان یک فیلمساز اجتماعی، جایگاهی در سینمای ایران دست و پا کند. بدون شک قابلیت های او بیشتر از دایره زنگی است و این توانایی را می تواند با آزمون و خطاهای آینده ذره ذره کشف کند و به تکامل برساند. بخت آور هنوز خیلی فرصت دارد و در این بین نباید از یار خوبی که در کنارش است، غافل شود؛ این یار و همراه قابل اتکا کسی نیست جز اصغر فرهادی.

Average: 5 (2 votes)

سوالات خود را از خبرتک بپرسید

افزودن دیدگاه جدید

Plain text

  • تگ‌های HTML مجاز نیستند.
  • نشانی صفحه‌ها وب و پست الکترونیک بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.
Fill in the blank.

کپی برداری و بازنشر مطالب در دیگر رسانه های دیجیتال، تنها با ذکر نام خبرتک به عنوان منبع و درج لینک به محتوای اصلی مجاز است.

تمامی حقوق برای مجله ی اینترنتی خبرتک محفوظ است.